هر موقع فرصتی دست میده و با دوستانی که طرفدار حکومت هستند بحث میکنم، بهشون میگم اصلا همه چیز یک طرف این بلاهایی که حکومت داره سر زندانیان سیاسی میاره روچطور توجیه میکنید، میگند اینا همش دروغه اینا همش حساب شده و برنامه شماهاست که بگین مظلومین، خودزنی میکنید ، غذا میخورید بعد میگید اعتصاب غذا هستید حتی بعضی وقتها خودتون خودی ها رو میکشید! همیشه با خودم میگفتم نمیفهمم اینها رو چطوری شستشوی مغزی دادند که برای اینکه نظر مخالفشون رو نپذیرند اینطوری تویجهات بی منطقانه و بدور از شرف میارند. تا اینکه با دوستانی آشنا شدم که چون مهدی خزعلی گفته اصل ولایت فقیه رو قبول داره باهاش دشمن شدند و بدون توجه به شرایطش غیر منطقی و بیربط ترین تهمتها رو بهش میزنند و حتی کار رو از این حد هم فراتر میبرند و میگند حتی اگر بمیره هم مزدوره جمهوری اسلامیه.
واقعا نمیفهمم چطوری شخصی که متدین هست، انقلاب رو قبول داره، اصل ولایت رو هم قبول داره ولی با حکومت فعلی مخالف هست و حکومت داره بدترین بلاها رو به سرش میاره میتونه مزدور حکومت باشه؟ آیا غیر از اینه که همچین فردی موجب میشه جمعیت متدینین، جبهه رفته ها و یا معتقدین به انقلاب هم فکر کنند که این حکومت که با خودیها این کار رو میکنه پس با بقیه چه میکنه؟ آیا این درسته که به هرکسی که نظرش مخالف نظر ماست هر دروغ و ناسزایی رو نسبت بدیم و بعد بگیم ما مدافع دموکراسی هستیم؟ این آدم داره توی زندان حکومت جبار ایران میمیره، بعد هستند افرادی که چون طبق عقیده اش گفته به ولایت اعتقاد داره، خونش رو مباح اعلام میکنند، واقعا فرق این اپوزسیون با کیهان رو نمیفهمم.
امیدوارم از این رفتارها درس بگیرم و یادمون بمونه که مشکل ما فقط حکومتمون نیست، خودمون هم نیاز به اصلاح اساسی داریم